کلبه تنهای قاصدک
فاصـــــله ها هیچوقتـــــــــ …. مادرم روزت مبارک دوستت دارم حواسَت به دلت باشد فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!! نگاهی...! ... ... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!! مقداری بی حوصلگیه زیاد!!! هیچ ندارم
دوست داشتن را کمرنگ نمیـــــ کنند ….
بلکه دلتنگی را بیشتر میـــــکند .
آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود
که آغـوشم
برایـــش کهکشان است !!
آن را هرجایی نگذار ...
این روزها دل را می دزدند....
بعد ک دردشان نخورد
آن را
در سطل آشغال می اندازند...
و تو خوب می دانی دلی که المثنی شد
دیگر دل نمی شود...

هیچی ، خواستم بگم به سلامتیشون ...
آرزوی دور شدن اشک از چشمای قشنگشون ...
آرزوی یه دنیا لبخند روی لب های زیباشون ...
آرزوی یه بالشت خشک ، روی تختشون

زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت؛
مهربان بود
ولی مهر نورزید؛
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد؛
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت؛
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد؛
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن...!
من..؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست....
سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛
راهت را بگیــر و بـــــــرو
حوالی ما توقف ممنــــوع است



